یوز پلنگ

تیره گربه سانان


مقدمه

گربه سانان (Felidae) گوشتخوارانی هستند که برای شکار استعداد و مهارتهای زیادی پیدا کرده‌اند. معمولا در شکار از روش پنهان شدن استفاده می‌کنند و گاهی از روشهای کمین کردن و دنبال کردن شکار را بکار می‌برند. بدن آنها باریک و تا حدی دراز و سر گرد و پوزه کوتاه است. دستها و پاها در اکثر گونه‌ها زیاد بلند نیست ولی قوی و به یک اندازه هستند. در دست 5 انگشت و در پا 4 انگشت وجود دارد. چنگالها در همه گونه‌ها به استثنای یوزپلنگ قابل جمع شدن است و حیوان پنجه‌رو می‌باشد. رنگ آنها متفاوت است ولی طرحهای خال‌دار یا راه راه بیشتر دیده می‌شود.



تصویر

جنسهای تیره گربه سانان

جنس Acinonyx

پاها بلند و باریک و پنجه‌ها فقط کمی قابلیت جمع شدن را داشته و بدون غلاف پوستی هستند. تمام بدن از لکه‌ها یا خالهای تیره میان پر پوشیده شده است. موهای پشت گردن بلند شده و قسمت یال مانند کوتاهی را تشکیل می‌دهد.

جنس Panthera

پاها نسبتا کوتاه و قوی و پنجه‌ها کاملا قابل جمع شدن هستند و دارای غلاف پوستی می‌باشند. اگر روی بدن خالهایی وجود داشته باشد میان خالی هستند و یا خوشه مانند به دور هم جمع شده‌اند. موهای پشت گردن بلند‌تر از قسمتهای دیگر بدن نیست.

جنس Felis

اندازه بدن و دم روی هم رفته از 175 سانتیمتر کمتر است. دم نسبتا کوتاه و معمولا کوتاه‌تر از نصف طول بدن است.

گونه های مهم جنس Felis

گربه وحشی اروپایی

این گربه وحشی با نام علمی Felis silvestris به اندازه گربه وحشی یا کمی بزرگتر از آن است. بدن آن کمی دراز و دم پر مو و نسبتا بلند و طول آن از نصف طول بدن و سر بیشتر است. در صورت پوزه کوتاه و سبیلهای بلند و سفید رنگ خشنی دارد. چشمها درشت هستند. دستها و پاها نسبتا بلند و باریک با پنجه‌های گرد و چنگالهای قوی و تیز و خمیده هستند. موهای بدن نرم و انبوه و موهای زیرین کرکی و فراوان هستند.



تصویر

گربه جنگلی

گربه جنگلی با نام علمی Felis chaus از سایر گربه‌های وحشی بزرگتر است و طول بدن آن تا 75 سانتیمتر و دم آن تا 29 سانتیمتر می‌رسد. ماده‌ها بطور واضح از نرها کوچکتر هستند. بدن آنها تا حدی کوتاه و گوش نسبتا بزرگ و با موهای بلند انتهایی است. دم کوتاه و طول آن در حدود یک‌سوم بدن است. رنگ بدن بطور کلی قهوه‌ای و با سایه کمی از قرمزی است.

سیاه گوش

سیاه گوش با نام علمی Felis lynx گوشتخوارانی با اندازه متوسط هستند. طول بدن آنها 82 تا 105 سانتیمتر و دم 20 تا 31 سانتیمتر است. بدن کوتاه و حجیم و ساقها بلند و قوی با پنجه‌های خیلی پهن و انگشتان بوسیله پرده بهم وصل شده‌اند. گوشها بزرگ و پهن و با یک دسته موی بلند انتهایی است. رنگ موها از زرد خاکستری تا زرد متمایل به قرمز تغییر می‌کند.

گونه های مهم جنس Panthera

پلنگ

پلنگ با نام علمی Panthera pardus گوشتخوارانی هستند بزرگ که طول بدن آن تا 160 سانتیمتر و طول دم آنها تا 110 سانتیمتر می‌رسد. بدن دراز و باریک ودستها و پاها قوی و با اندازه متوسط و پنجه‌ها ناخن بزرگ که بطور واضح از دو طرف فشرده شده است. گوشها کوتاه و مدور و بدون موهای بلند انتهایی است. دم دراز و طول آن معمولا از نصف طول بدن بیشتر و باریک است. رنگ بدن خال‌دار و در رنگ سفید زمینه آثاری از زردی یا زرد قرمز یا زرد خاکستری وجود دارد.

ببر

ببر با نام علمی Panthera tigris گوشتخواری است با اندازه بزرگ و طول بدن آن تا 290 سانتیمتر و دم آن تا 110 سانتیمتر می‌رسد. بدن کشیده و قوی و دستها و پاها با اندازه متوسط قوی با پنجه‌های پهن و ناخنهای خیلی بزرگ است. گوش کوتاه و مدور و بدون موهای انتهایی است. موهای روی گونه‌ها کاملا بلند و موهای بدن انبوه است. رنگ زمینه بدن زرد اخرائی یا متمایل به نارنجی و با نوارهای عرضی تیره متمایل به سیاه است.



تصویر

شیر

شیر با نام علمی Panthera leo از لحاظ اندازه بدن و دم تقریبا مانند ببر است ولی از لحاظ داشتن رنگ یکنواخت گندمگون که بدون نوارهای تیره عرضی است با آن متفاوت است. در شیر در انتهای دم یک دسته موی سیاه و در عقب گوش یک لکه سیاه وجود دارد و بین پهلوهای بدن با ناحیه شکم و سطح خارجی با سطح داخلی دستها و پاها اختلاف زیادی دیده نمی شود. در شیر در پهلوها و بالای گردن موهای بلند به صورت یال وجود دارد. نرها از ماده‌ها بزرگتر هستند. در شیر ایرانی یال کوتاه است.

پلنگ برفی

پلنگ برفی با نام علمی Panthera unica کوچکتر از پلنگ معمولی بوده ولی دم آن کلفت‌تر و بلند‌تر است و طول دم بیشتر از سه چهارم طول بدن می‌باشد. دستها و پاها با اندازه متوسط و گوشها کوچک و گرد و بدون موهای انتهایی است. در گردن موهای یال مانند کم رشد و در روی گونه‌ها ریشها کوتاه دیده می‌شود. پنجه‌ها خیلی قوی هستند و از دو طرف فشرده و قابل جمع شدن هستند. در روی بدن خالها به صورت گلهای بزرگ نامرتب با وسط خاکستری تیره هستند.

گونه مهم جنس Acinonyx




تصویر

یوزپلنگ

یوزپلنگ با نام علمی Acinonyx jubatus زیاد به پلنگ شباهت دارد ولی بدن آن از پلنگ ظریف‌تر و سر کوچکتر و دستها و پاها بلندتر و بزرگتر و گوشها کوچکتر و گردتر هستند. در بچه‌های یوزپلنگ در بالای سر و گردن و امتداد تیره پشت تا نزدیک دم موها بلندتر شده و تا حدی به صورت یال درمی‌آیند. در بالغها طول بدن در حدود 130 سانتیمتر و طول بدن در حدود 75 سانتیمتر و موهای بدن کوتاه است. رنگ زمینه بدن در قسمت بالای بدن از گندمگون تا زرد کمرنگ با خاکستری سفید تغییر می‌کند ولی قسمت انتهایی دم در بالا کاملا سفید است.
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت 14:42  توسط محسن ثابتی  | 

گربهٔ پالاس

گربهٔ پالاس یا مانول یک گربه‌سان وحشی کوچک بومی آسیای میانه است. این جانور تقریباً به اندازهٔ یک گربه خانگی است و دارای حدود ۶۰ سانتی‌متر طول (بدون احتساب دم ۲۵ سانتی‌متری‌اش) و به طور متوسط ۳٫۶ کیلوگرم وزن است. رنگ موهای بدن‌اش خاکستری روشن یا زرد تیره همراه با نوارهای عمودی است که گاهی در میان موهای انبوه و متراکم بدن، دیده نمی‌شوند.

این گربه شکل‌های گوناگونی دارد که آن را از دیگر گربه‌سانان متمایز می‌سازد. چشمان گرد این جانور، برجسته‌ترین ویژگی‌اش به شمار می‌آید. پاهایش کوتاه هستند، سرین‌اش نسبتا بزرگ است و موهایش بلند و انبوه هستند.

 

بوم شناسی:

 گربه پالاس در استپ‌های تا ارتفاع ۴٫۰۰۰ متر زندگی می‌کند. سحرگاه و غروب‌ها به شکار می رود و از جوندگان، پیکاها و پرندگان تغذیه می‌کند. زیستگاه وی با زیستگاه پیکای افغانی و یا اجتماعات بزرگ جوندگان همپوشانی دارد. در برخی نقاط نیز از کبک چوکار تغذیه می‌کند.

زیستگاه و وضعیت

  • ایران: ایران غربی‌ترین محدودهٔ زندگی گربه پالاس است. این حیوان بیشتر در شمال شرق ایران مشاهده شده و گزارش‌های پراکنده‌ای از حضور آن در مرکز و شمال غرب نیز در دست است. در سال ۲۰۰۸ یک دوربین تله‌ای با ثبت تصویری از این گونه در پارک ملی خجیر حضور این گونه را در البرز مرکزی نیز ثابت کرد. بیشتر گزارش‌ها از گربه پالاس مربوط به حیوانات مرده یا زنده‌گیری شده توسط چوپانان در ارتفاعات بالا می‌شود. اطلاعات بسیار کمی در مورد تغذیه، زیستگاه‌ها، تولید مثل و رفتارهای اجتماعی این حیوان در دست است و به‌نظر می‌رسد کشته‌شدن توسط سگ‌های گله تهدید مهمی برای ادامهٔ حیات گربه پالاس در این کشور باشد.

 

 

:

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 14:59  توسط محسن ثابتی  | 

گربه شنی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 14:53  توسط محسن ثابتی  | 

گربه شنی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 14:49  توسط محسن ثابتی  | 

گربه شنی

گربه شنی (نام علمی: Felis margarita) گربه‌سان کوچکی است که در مناطق شن‌زار بیابانی آفریقای شمالی، عربستان، آسیای مرکزی، ایران و پاکستان زندگی می کند.

 

خصوصیات

گربه شنی کمی از گربه‌های خانگی بزرگتر است، سری پهن، گوش بزرگ و دست و پای کوتاه دارد و در کف پنجه‌ها موهای بلند قهوه‌ای یا سیاه دارد که آن‌ها را از گرمای شدید کویر حفظ می‌کند و با پراکندن وزن بدن موجب می‌شود تا به‌خوبی بر روی شن‌های روان حرکت کنند. رنگ موهای پشت زرد، و با نوارها و خال‌های نسبتا تیره، ولی زیر بدن سفید می‌باشد. شنوایی فوق العاده قوی دارند که حتی امواج ماورای صوت ناشی از حرکت جانوران در زیرزمین را هم دریافت می‌کند.

طول سر و تنه به‌طور میانگین ۵۰ سانتی‌متر و دم ۲۸ سانتی‌متر است. ارتفاع بدن در ناحیهٔ شانه ۲۴ تا ۳۰ سانتیمتر و میانگین وزنش ۲٫۷ کیلوگرم است.

تولید مثل فصل تولید مثل در زمستان، طول دوران بارداری ۶۳ روز و تعداد بچه‌ها ۲ تا ۴ است. در هنگام تولد ۲۵۰ گرم وزن دارند. چشم‌ها پس از ۲ هفته باز می‌شود و توله‌ها تا ۴ ماهگی وابسته به مادرند و در یک سالگی بالغ می‌شوند. وزن بچه گربه‌ها ظرف سه هفته دو برابر و تا هفته ششم سه برابر می شود. هیچ فصل خاصی برای تولید مثل آن‌ها وجود ندارد. گربه شنی نر در پرورش بچه‌ها نقش فعالی دارد.

پراکنش

 

این گربه بیشتر مناطق استپی و بیابانی را برای زیست انتخاب می‌کند. این گربه در ایران در پارک ملی کویر، مناطق جنوبی کویر لوت در استان کرمان، محدودهٔ دو شاخ در منطقه حفاظت شده توران در استان سمنان، پناهگاه حیات وحش بختگان، منطقه حفاظت شده بهرام گور و منطقه شکار ممنوع دره باغ بوانات در استان فارس، غرب پناهگاه حیات وحش عباس‌آباد و منطقهٔ حفاظت شده موته در استان اصفهان زیست می کند، دشت ترکمن صحرا و نواحی شمالی خراسان رضوی دیده شده‌است. پراکنش جهانی هم شامل شمال آفریقا، عربستان تا ترکمنستان می‌شود.

رفتار

 

درباره رفتار این گربه اطلاعات ناچیزی در دست است. عمدتاً شبگرد است و روزها در لانهٔ خود که به طور عمودی بر زمین حفر کرده یا زیر بوته‌ها و شکاف سنگ‌ها استراحت می‌کند، با آنکه روی زمین فعالیت می‌کند اما به خوبی می تواند از درخت بالا رود. پس از غروب به شکار جوندگان، مارمولک‌ها، پرنده‌ها و حشرات می‌رود. البته خوراک اصلی وی جوندگان کوچک همچون جربیل، پامسواکی و همستر است. گربه شنی در بین کوچ‌نشینان صحرای آفریقا به‌دلیل مهارتش در شکار مار معروف است. هرچند فوق‌العاده درنده‌خو است اما در اسارت بسیار رام و سربه‌راه است.

جز در هنگام جفت‌گیری تنها زندگی می‌کند ولی با وجود انزواطلبی شدید قلمروطلب نیست. با توجه به اینکه تمام آب مورد نیاز بدن خود را از غذایش به دست می‌آورد از منابع آبی دوری می‌گزیند. انسان، پرندگان شکاری، گرگ‌ها و مارها دشمنان طبیعی اویند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 14:38  توسط محسن ثابتی  | 

گرگ

گرگ

.
گرگ خاکستری
محدوده زمانی: پلیستوسن پسین[۱] تا امروزه
یک گرگ خاکستری در حال خمیازه کشیدن
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پستانداران
راسته: گوشتخواران
تیره: سگ‌سانان[۲]
سرده: Canis
گونه: C. lupus
نام علمی

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت 15:37  توسط محسن ثابتی  | 

گرگ

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت 15:30  توسط محسن ثابتی  | 

پلنگ

                                         

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت 15:26  توسط محسن ثابتی  | 

پلنگ

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت 15:13  توسط محسن ثابتی  | 

پلنگ

پلنگ (نام علمی: Panthera pardus) جانوری از خانوادهٔ گربه‌سانان و کوچک‌ترین حیوان در میان چهار گربهٔ بزرگ در سردهٔ پلنگیان[۳] است که شیر، ببر و جگوار سه عضو دیگر آنند. زیستگاه پلنگ در گذشته از آفریقای جنوبی تا کره در سراسر آفریقا و جنوب آسیا پراکنده بود. اما تخریب زیستگاه و شکار، قلمرو این حیوان را به شدت کاهش داده و امروزه بیشترین تراکم پلنگ‌ها در آفریقای جنوب صحرا است. آی‌یوسی‌ان این حیوان را با توجه به کاهش جمعیت و کاهش محدودهٔ زندگی آن در فهرست گونه‌های «در مرز تهدید به انقراض» قرار داده‌است. اما با همهٔ این احوال جمعیت پلنگ‌ها از دیگر گونه‌های خویشاوند خود یعنی شیر، ببر و جگوار بیشتر است و وضعیت حفاظتی بهتری دارد.

پلنگ در مقایسه با دیگر گربه‌سانان پاهایی کوتاه، بدنی کشیده و جمجمه‌ای بزرگ دارد. بیشتر به جگوار شباهت دارد با این تفاوت که کوچکتر و لاغرتر از آن است. پوستش با خال‌هایی گل‌مانند پوشیده شده که شبیه به خال‌های جگوار است.

موفقیت بالای این گونه در حیات وحش تا حدی به قابلیت‌های شکارگری فرصت‌طلبانه‌اش، انطباق‌پذیری‌اش با زیستگاه‌های مختلف، امکان دویدن با سرعت ۵۸ کیلومتر در ساعت، توانایی بی‌نظیرش در بالارفتن از درخت حتی در حالی که لاشهٔ بزرگی را با خود حمل می‌کند و همچنین توانایی شناخته‌شده‌اش در حرکت پنهانی مربوط می‌شود. پلنگ تقریباً از هر حیوانی که بتواند شکار کند تغذیه می‌کند و زیستگاه مطلوب او نیز از جنگل‌های بارانی تا نواحی بیابانی متغیر است

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت 15:10  توسط محسن ثابتی  | 

قوچ اوریال

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 14:43  توسط محسن ثابتی  | 

قوچ ومیش ارمنی

۱٫ قوچ و میش ارمنی: در تپه‌ماهورها و مناطق استپی شمال غربی و جنوب غربی دیده می‌شوند. در زیر گلو و سینه‌ی آن‌ها ریش و موهای زبر کوتاهی به رنگ قهوه‌ای تا سیاه دیده می‌شود. ماده‌ها شاخ ندارند یا شاخ‌های آن‌ها بسیار کوچک است. قوچ‌های ارمنی در ناحیه‌ی کمر لکه‌ی سفیدرنگی دارند که در اصطلاح به آن «آلاکمر» می‌گویند

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 14:34  توسط محسن ثابتی  | 

عکس زیبا

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 16:51  توسط محسن ثابتی  | 

سیاه کوش

سیاه‌گوش اورآسیا
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 15:31  توسط محسن ثابتی  | 

مشخصات

مشخصات جسمی :

طول بدن سیاه‌گوش اورآسیا بین ۸۰ تا ۱۳۰ سانتیمتر، طول دم آن بین ۵ تا ۱۹ سانتیمتر و ارتفاع قامت آن از شانه به حدود ۷۰ سانتیمتر می‌رسد. رنگ آن نیز بین قهوه‌ای و خاکستری روشن به همراه خال‌های سیاه روی بدن است. گوش‌های مشکی بلند و کاکل‌دار و دو رشته ریش سیاه‌رنگ نیز در زیر گلو مشخصات دیگر این حیوان هستند. پنجه‌های پوست‌کلفتی نیز دارد که مانند کفش زمستانی در هنگام راه رفتن روی برف یاری‌اش می‌کنند.[۱]

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 15:30  توسط محسن ثابتی  | 

طعمه

طعمه [ویرایش]

سیاه‌گوشی از زیرگونه بومی اسکاندیناوی

انواع جوندگان، خرگوش، گوسفند وحشی و انواع گوزن مهمترین منابع تغذیه سیاه‌گوش‌اند. آن‌ها قادرند علفخوارانی تا ۴ برابر اندازهٔ خود (مانند گوزن شمالی) را شکار کنند. سیاه‌گوش اوراسیا تنها گونهٔ سیاه‌گوش است که بیشتر غذای آن از شکار سم‌داران تأمین می‌شود، هرچند در مناطقی که سم‌داران جمعیت کمتری دارند بیشتر به شکار جانوران کوچکتر می‌پردازد. در روسیه اروپایی و غرب سیبری که شوکا زندگی نمی‌کند، شکار اصلی وی خرگوش کوهی و سیاه‌خروس است. خرگوش‌ها و پرندگان در آسیای میانه هم که محیط خشک‌تر و کمتر جنگلی دارد از طعمه‌های مهم سیاه‌گوش به‌شمار می‌روند. اندازهٔ سم‌دارانی که شکار سیاه‌گوش می‌شوند از آهوی ختن ۱۵ کیلویی تا مرال ۲۲۰ کیلویی متغیر است، البته ترجیح غذایی او گونه‌های کوچک‌تر است.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 15:28  توسط محسن ثابتی  | 

ارتباط با انسان

ارتباط با انسان [ویرایش]

تمبری در شوروی با تصویر سیاه‌گوش، چاپ ۱۹۸۸

سیاه‌گوش بسیار زود اهلی می‌شود و از همین رو در گذشته به شکل حیوانی دست‌آموز و کمکی برای شکار نگهداری می‌شد. حتی هنوز هم در برخی روستاها سیاه‌گوش در خانه‌ها نگهداری می‌کنند. این حیوان در کنار انسان همچون گربه خانگی بسیار بازیگوش است و در صورت داشتن جفت در اسارت هم زادوولد می‌کند

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 15:27  توسط محسن ثابتی  | 

کوروش

کوروش بزرگ از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری, جستجو
برای دیگر کاربردها، کوروش (ابهام‌زدایی) را ببینید. کوروش بزرگ شاه پارس، شاه انشان، شاه ماد، شاه بابل، شاه سومر و اکد
شاه چهارگوشهٔ جهان دوران ۵۵۹–۵۲۹ پیش از میلاد.[۱] (۳۰ سال) تاجگذاری انشان، پارس زادروز ۶۰۰ یا ۵۷۶ پیش از میلاد زادگاه انشان، پارس مرگ ۵۲۹ پیش از میلاد محل درگذشت محل قطعی درگذشت مشخص نیست. آرامگاه پاسارگاد پیش از کمبوجیه دوم پس از کمبوجیه یکم همسر کاساندان دودمان هخامنشیان پدر کمبوجیه یکم مادر ماندانا فرزندان کمبوجیهبردیاآتوساآرتیستونرکسانا [نمایش] ن • ب • وجنگ‌های کوروش بزرگ پارس (۵۵۲ پ.م) – هیربا (۵۵۲ پ.م)مرز پارس (۵۵۱ پ.م)پاسارگاد (۵۵۰ پ.م)پتیرا (۵۴۷ پ.م) – تیمبرا (۵۴۷ پ.م)ساردیس (۵۴۶ پ.م) – اوپیس (۵۳۹ پ.م) کوروش، ملقب به کوروش بزرگ یا کوروش کبیر (به پارسی باستان: ‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎) همچنین معروف به کوروش دوم، نخستین پادشاه و بنیادگذار شاهنشاهی هخامنشی بود. کوروش به مدت سی سال، از سال ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر ایران فرمانروایی کرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 11:46  توسط محسن ثابتی  | 

عشق

چقدر سخته تو خيالت ساعت ها باهاش حرف بزني امّا ولي وقتي ديديش هيچي جز سلام نتوني بگي .)) ((چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه هاتو خيس کنه امّا مجبور باشي بخندي تا نفهمه که هنوزم دوسش داري .)) ((چقدر سخته گل آرزوها تو توي باغ ديگري ببيني , و هزار بار تو خودت بشکني و اون وقت آروم زير لب بگي گل من, باغچه ي نو مبارک .))

 

 

هيچ کس اشکي براي ما نريخت ...هر که با ما بود از ما مي گريخت ...چند روزي ست حالم ديدنيست... حال من از اين و آن پرسيدنيست... گاه بر روي زمين زل مي زنم... گاه بر حافظ تفاءل مي زنم... حافظ ديوانه فالم را گرفت... يک غزل آمد که حالم را گرفت: ... ما زياران چشم ياري داشتيم... خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 16:58  توسط محسن ثابتی  | 

کاراکال

كاركال شكارچي ماهر و منحصر به‌فردي است كه سرعت فوق ‌العاده، هوش و استعداد بالايش در شكار همواره مورد علاقه و تحسين شكارچيان است. در گذشته در كشورهايي از جمله ايران و هند، از كاركال براي شكار انواع حيوانات استفاده مي‌شده‌است............................

برای مشاهده کامل به ادامه مطلب بروید. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 16:35  توسط محسن ثابتی  | 

دکتر علی شریعتی

زندگی

کودکی

علی شریعتی در دوم آذر سال ۱۳۱۲ در روستای کاهک در کویر مزینان در نزدیکی سبزوار زاده شد. پدر پدربزرگش، ملا قربانعلی معروف به آخوند حکیم، مردی فیلسوف و فقیه بود که در مدارس قدیم بخارا و مشهد و سبزوار تحصیل کرده و از شاگردان برگزیده حاج ملا هادی سبزواری محسوب می‌شد. ملاقربانعلی چهار فرزند به نام‌های محمود، احمد، حسن و حسین داشت. محمود که به هنگام مرگ پدر، به تحصیل علوم قدیمه مشغول بود، با اصرار مردم مزینان به آنجا آمد تا پیشنماز مسجد و مدرس حوزه علمیه باشد. او تا پایان عمر خود در مزینان ماند و چهار فرزند به نام‌های معصومه، قربانعلی، محمدتقی و آقامیرزا محمد از خود به یادگار گذاشت. محمد تقی شریعتی در سال ۱۳۱۱ با دختری روستایی از اهالی کاهک به نام زهرا امینی ازدواج کرد و اولین فرزند آنها، علی شریعتی بود.[۸]

شریعتی تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان ابن یمین در مشهد در سال ۱۳۱۹ آغاز کرد، اما به دلیل بحرانی شدن اوضاع کشور در سال ۱۳۲۰، محمدتقی شریعتی مجبور شد خانواده‌اش را به ده بفرستد و بنابراین وقفه کوتاهی در تحصیلات شریعتی ایجاد شد. پس از آن، شریعتی به همان دبستان برگشت و تحصیل را ادامه داد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 16:12  توسط محسن ثابتی  | 

دکتر علی شریعتی

نوجوانی

شریعتی در سال ۱۳۲۵ وارد دبیرستان فردوسی مشهد شد. او پس از اتمام سیکل اول دبیرستان در سن شانزده سالگی، با هدف ادامه تحصیل وارد دانشسرای مقدماتی شد. البته شریعتی ترجیح می‌داد به هر طریق تحصیلات عالیه را بدون وقفه ادامه دهد، اما پدرش تأکید داشت که وارد دانشسرا شود که شاید علت اصلی آن وضع اقتصادی خانواده بود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 16:12  توسط محسن ثابتی  | 

دکتر علی شریعتی

تحصیلات دانشگاهی

شریعتی تحصیلات دانشگاهی خود را در مشهد گذراند و تحصیلات عالی خود را در مقطع دکتری در سال ۱۳۴۱ در فرانسه و در رشته ادبیات ادامه داد. در سال ۱۳۴۳ به ایران بازگشت و در مرز دستگیر شد. حکم دستگیری از سوی ساواک بود و متعلق به ۲ سال پیش یعنی در هنگام خروج از ایران که به همان دلیل معلق مانده بود و در عین حال لازم‌الاجرا بود. بعد از بازداشت به زندان قزل‌قلعه در تهران منتقل شد. اوایل شهریور همان سال بعد از آزادی به مشهد برگشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 16:12  توسط محسن ثابتی  | 

دکتر علی شریعتی

فعالیت‌های سیاسی

در جریان وقایع ۳۰ تیر سال ۱۳۳۱ اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام شاهنشاهی بود. در تاریخ ۲۴ تیر سال ۱۳۳۷ با پوران شریعت‌رضوی همکلاسیش ازدواج کرد.

او تحت تاثیر سنت‌های خانواده‌اش، بویژه افکار نوگرایانه پدرش محمدتقی شریعتی، قرار گرفت. پدربزرگش آخوند حکیم و عموی پدرش عادل نیشابوری از دانشمندان فقه، فلسفه و ادب به‌شمار می‌آمدند. پدرش «کانون نشر حقایق اسلامی» مشهد را بنیان نهاد و از مبتکرین و آغازگران جنبش نوین اسلامی به‌حساب می‌آید.

شریعتی از پیرامون به مرکز مبارزه وارد شد و به شاخه مشهد نهضت مقاومت ملی به رهبری سید محمود طالقانی، مهدی بازرگان و یدالله سحابی پیوست. علی شریعتی یکی از سخنگویان و فعالان آتشین این نهضت علیه سلطه و استثمار غرب در ایران بود. فعالیت‌های بیدارگرانه‌اش باعث دستگیری او در سال ۱۳۳۶ و انتقال فوری‌اش به زندان قزل‌قلعه در تهران به مدت هشت ماه شد.

پس از قبول شدن در بورس تحصیلی، علی شریعتی برای مدتی دست از فعالیتهای سیاسی کشید و برای ادامه تحصیلات عالیه به فرانسه رفت. وی اندکی پس از رسیدن به پاریس به گروه فعالان ایرانی نظیر ابراهیم یزدی، ابوالحسن بنی‌صدر، صادق قطب‌زاده و مصطفی چمران پیوست و در سال1341 سازمان نهضت آزادی ایران (بخش خارج از کشور) بنیان گذاشته شد. در جریان کنگره جبهه ملی ایران در اروپا در ویس‌بادن (جمهوری آلمان فدرال) در اوت ۱۹۶۲ با نظر حسین راضی ، شریعتی با توجه به قدرت فکری و قلمی‌اش، به عنوان سردبیر روزنامه فارسی‌زبان «ایران آزاد» (ارگان جبهه ملی ایران در خارج از کشور- اروپا) انتخاب شد. اولین شماره این نشریه پس از سردبیری دکتر شریعتی در ۱۵ نوامبر ۱۹۶۲ منتشر گردید. این نشریه دیدگاه‌های روشنفکران ایرانی خارج و نیز واقعیت‌های مبارزات مردم ایران را منعکس می‌کرد و ارگان رسمی جبهه ملی ایران در اورپا محسوب می گردید .قبل از آن دکتر پرویز ورجاوند سردبیری این نشریه را بر عهده داشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 16:11  توسط محسن ثابتی  | 

دکتر علی شریعتی

تقابل شریعتی و روحانیت

شریعتی بارها تاکید کرد که در اسلام به جای روحانی، عالم دینی وجود دارد: «من، روحانیت را با علمای اسلامی یکی نمی‌گیرم، بلکه متضاد می‌بینم. در اسلام، ما دستگاهی، طبقه‌ای یا تیپی به نام روحانیت نداریم. این اصطلاح خیلی تازه‌است و مصداق آن هم نوظهور. در اسلام ما عالم داریم در برابر غیر عالم نه روحانی در برابر جسمانی ... آقا روحانی است. یعنی مصرفش چیست؟ متفکر اسلامی است؟ نه. عالم اسلامی است؟ نه. سخنران اسلامی است؟ نه. نویسنده یا مترجم اسلامی است؟ نه. پس چیست؟ ایشان یکپارچه نور است، مقدس است. شخصیت دینی است. آبروی دین است»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 16:11  توسط محسن ثابتی  | 

دکتر علی شریعتی

نگارخانه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 16:10  توسط محسن ثابتی  | 

دکتر علی شریعتی

زندگی مخفیانه

شریعتی از آبان ماه ۱۳۵۱ تا تیر ماه ۱۳۵۲ به زندگی مخفی خود روی آورد. ساواک به دنبال او بود و از تعطیلی حسینیه ارشاد به بعد، متن سخنرانی‌های شریعتی با اسم مستعار به چاپ می‌رسید. در تیر ماه ۱۳۵۲، علی شریعتی در نیمه شب به خانه‌اش مراجعه کرد و دو روز بعد به شهربانی مراجعه کرد و خودش را معرفی کرد. بعد از آن روز به مدت ۱۸ ماه به انفرادی رفت.[۱۱]

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 16:10  توسط محسن ثابتی  | 

دکتر علی شریعتی

درگذشت

وی در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ در حالیکه سه هفته از سفرش به انگلستان می‌گذشت، در ساوت‌همپتون به شکل مشکوکی درگذشت. دلیل رسمی مرگ وی انسداد شرائین و نرسیدن خون به قلب اعلام شد؛ هرچند مرگ وی به دلیل نداشتن سابقهٔ بیماری قلبی، عدم کالبدشکافی و اعلام نتیجه سریع و خبرداشتن سفارت ایران در لندن از مرگ وی قبل از اعلام رسمی خبر مشکوک بود.[۱۳] شریعتی وصیت کرده بود که وی را در حسینیهٔ ارشاد دفن کنند، ولی در قبرستانی کنار آرامگاه زینب کبری، در شهر دمشق نگهداری می‌شود و خانواده‌اش هزینه نگهداری جسد وی را متقبل شدند.[۱۳

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 16:10  توسط محسن ثابتی  | 

دکتر علی شریعتی

اندیشه‌ها

شریعتی یکی از متفکران مسلمان بود و در عین حال، رویکردی نقادانه نسبت به برخی از باورهای مذهبی داشت. او به‌طور خاص، تشیع صفوی[۱۴] را مظهر سنت مسخ شده می‌داند و آن را توام با اسارت‌پذیری، خرافه، تقلید و جبرگرایی معرفی می‌کرد.[۱۵] وی همچنین از نگاه سطحی به مدرنیته نیز انتقاد می‌کرد و معتقد بود که راه پیشرفت و ترقی ملت‌های شرقی، متفاوت از راهی است که غرب پیموده‌است.[۱۵] البته استفاده آگاهانه از تجربیات مدرنیته در غرب، مورد پذیرش شریعتی قرار داشت. شریعتی، محمدرضا حکیمی را به عنوان وصی خود جهت هرگونه دخل و تصرف در آثارش انتخاب کرده است.[۱۶]

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 16:9  توسط محسن ثابتی  | 

تاریخچه یوزپلنگ

 

یوزپلنگ یا یوز(نام علمی: Acinonyx jubatus) جانوری است مهره‌دار از رده پستانداران، راسته گوشتخواران ، خانواده گربه‌سانان .

بدن این گربه سان طی چندین میلیون سال به گونه‌ای تکامل پیدا کرده است که این حیوان بتواند امکان حرکت با سرعتی برابر با ۱۱۰ کیلومتر در ساعت را داشته باشد. سرعت یوزپلنگ در عرض ۳٫۵ ثانیه پس از شروع دویدن به صد کیلومتر در ساعت می‌رسد که از شتاب بسیاری از ماشین‌های مسابقه‌ای نیز بیشتر است. اندام باریک، پاهای لاغر و بلند، قفسه سینه‌ای کم پهنا ولی عمیق و جمجمه‌ای کوچک، ظریف و گرد، یوز را به سریع‌ترین جانور روی زمین تبدیل کرده است. یوزها به آسانی از دیگر گربه سانان تشخیص داده می‌شوند. این امر تنها به دلیل وجود خال‌های روی بدن او نیست بلکه بدن باریک و کشیده، سر کوچک، چشم‌های بالا قرار گرفته و گوش‌های کوچک و تا حدودی پهن است که آنها را متمایز می‌کند. طعمه معمول آنها غزال‌ها (به ویژه غزال تامسون )، ایمپالا ، آنتیلوپ‌ها و دیگر پستانداران سم دار حداکثر تا ۴۰ کیلوگرم وزن هستند. یک نر بالغ تنها هر چند روز یک بار شکار می‌کند اما ماده‌های دارای توله تقریباً هر روز به شکار می‌پردازند. در حالی که سایر گربه سانان شکارچیان شب هستند یوزها عمدتاً روز فعال بوده و اغلب در اوایل بامداد و غروب آفتاب به سراغ طعمه‌های خود می‌روند. تاکتیک او در شکار مخفی شدن و نزدیک شدن به طعمه  است. زمانی که او به حدود ۳۰ متری طعمه خود رسید.

 

پرونده:TheCheethcat.jpg

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 15:51  توسط محسن ثابتی  | 

مطالب قدیمی‌تر